تحریم رأی یک استراتژی است. هر
استراتژی در شرایط و موقعیت های خاصی کار برد دارد. هیچ استراتژی وجود ندارد که در
هر شرایطی بتوان آنرا پیاده کرد. بطور مثال اگر اعتصاب نتواند باعث برضرر مالی و
تبلیغاتی بشود به هیچ وجه استراتژی مناسبی نیست. یا اگر در یک کشور مستبد مثل
برمه ، سودان یا چین بخشی از جمعیت رأی دادن را تحریم کنند نه تنها کوچکترین اثری
ندارد بلکه یک حرکت کاملاً بی معنی و بی تأثیر است و چه بسا حکومت از آنها استقبال
خواهد کرد. ما از جبهه مخالف و بسیاری از موافقان حکومت به شما هشدار دادیم
که حرکت آقای احمدی نژاد را کم نگیرید. ایشان یک نظامی شخصی پوش هستند در پناه
رهبری که فقط در فکر تصرف هستند و از عقب نشینی شما استقبال خواهند کرد. ولی
شور التهابی که از عدم اطلاعات کافی و محدود بر میخیزد باعث بر
پشتیبانی از تحریم شد و سنگر را در مقابل دشمن بسیار ناقابل خالی کردید.
مهم ترین علت پیاده کردن یک استراتژی
دانش به پیامد آنست. هیچکدام از منابعی که اعلام موافقت با تحریم کردند نگفتند چی
پیامدی خواهد داشت. استراتژی باید با شناخت از موقعیت و حریف باشد. دارودسته اقای
احمدی نژاد به هر وسیله ای قصد بردن انتخابات را داشتند و دارند و حتی حاضر به تقلب
و تخلف به حقوق عناصر بسیار نزدیک به جمهوری اسلامی به مانند آقای کروبی با همکاری
شورای نگهبان میباشد، تصور میکنید از تحریم چگونه بهره برداری میکنند.
چرا واضحاتی این گونه نتوانست باعث
بر روشنائی فکر شما شود.
برای خاموش كردن این آتش (جمهوری اسلامی)، نیاز به آب داریم . اگر شما به دلیل عصبانیت، ناامیدی و نارضایتی به جای آب
یك سطل
نفت روی آتش بریزید، تنها به آتش، فرصت رشد و توسعه داده ید. ما با هر منطقی سعی
می كنیم به موافقان تحریم انتخابات نشان دهیم كه درون سطلی كه در دستشان است، نفت
است، با یأس، ناامیدی، عصبانیت و فریاد های معترضانه مواجه می شویم. بعضی به امید
خانمانسوزی بیشتر و بعضی به امید محو شدن این خواب شوم، هستند. در نتیجه تصمیم
گرفتیم جوابگوی اصولی باشیم که اساس تعهد شما به تحریم رأی است.
«1»
موافقان تحریم رای معتقدند اگر رای بدهند، بر این حكومت استبدادی، مهر تائید زده
اند و حكومت قادر است از آن به عنوان تبلیغات استفاده كند.
آنچه بیان شد، كاملا منطقی و صحیح است اما چون نسبی است، كافی نبوده و تصویر كاملی
ارائه نمی كند. یك حكومت استبدادی با وجود اینكه به نمایش حضور عموم، علاقه مند است، اما
این علاقه را تا زمانی حفظ میکند كه به اساس و اصول حركتش تهدید و لطمه ای وارد نگردد.
در ضمن استبداد به این معناست كه با دیگران در گردش امور شریك نمی شود، در نتیجه
همواره به دنبال پیاده كردن اعتقاد خویش در مورد اساس و اصول اداره حكومت است و به
این ترتیب حضور دیگران اهمیت ثانوی پیدا می كند. برای شما كه تحریم را چاره ساز می
پندارید، مهم است كه به این موضوع با آگاهی بیشتری توجه كنید.
دیكتاتوری بمانند یك زندان می ماند كه اكثریت در آن زندانی و اقلیت زندانبان
هستند. دیكتاتوری بطور كامل با دمكراسی كه آزادی را ترویج و تبلیغ كرده و حكومت
اكثریت با در نظر گرفتن حقوق اقلیت می باشد، در تضاد است. ولایت فقیه نوعی
دیكتاتوری و زندان است و تفاوت آن با اكثر دیكتاتوری های دیگر، در تعدد و عمق
ریشه روانی معتقدین است.
جریان برپائی این زندان در ایران به علت تعدد اشتباهات و باور داشتن رهبری نبوده،
به اطراف خود بنگرید، تمام همسیگان در غرب و شرق و جنوب حكومت اسلامی دارند. تركیه
در كنار ارتشی كه الگوی آن آرمان های آتاتورك است، بواسطه احزاب اسلامی اداره می
شود. افغانستان كه فقط بواسطه حضور نیروهای ناتو و آمریكا نجات یافته و محافظت می
شود، رئیس جمهوری عبا به دوش دارد و احكام شریعت را در قانون اساسی خود گنجانده
است. پاكستان اسلامی چگونه در مقابل وهابی های وحشی و جنایتکارمقاومت خواهند كرد.
اشغال عراق توسط آمریكا باعث تولد كشور اسلامی دیگری شده است. در جنوب عراق زیر چشم
انگلیسی ها زنان با حجاب را به علت بی حجابی به طرز فجیعی به قتل می رسانند.
برخاستن پاپ اصولگرا، طرفدار نهضت همبستگی، از لهستان؛ مبارزه ی موفقیت آمیز
مجاهدین در افغانستان علیه ابر قدرتی چون شوروی و نامه امام خمینی به گرباچف كه در
آن پایان عمر شوروی پیش بینی شده بود را، چگونه باید تحلیل كرد؛ بایستی سطح و عمق
نگرش خود را تقویت كنیم، به اطراف خود بنگرید، شناخت و آگاهی از حریف، الزامی و
حیاتی است. آیا شما كارگردان این صحنه را كه در آن بدون اختیار مشغول به ایفای نقش
خود هستید، می شناسید؟ تصور می كنید اختیارات جمهوری اسلامی در چه حدی و چگونه است؟
آیا در همان میزانی است كه شاه داشت؟
هیچ حكومت مستبدی كه بكار گمارده شده باشد و نوكر شریط باشد، پایدار نخواهد ماند.
تنها عدم فعالیت ملت به آنها امكان طولانی شدن حكومت را می دهد، این فعالیت، باید
غیر واكنشی باشد و باعث مهیا شدن شریط باشد و موجبات تحول را پایه گذاری
کند. هر چند بتدریج. باید از هر وسیله ای برای گردهمائی عمومی و تداوم در حضور ملت
ناراضی در صحنه استفاده کرد
به این معنی كه رای دادن امتیاز بیشتری دارد و
وزنه ئی سنگین تر و مهم تری ایست تا توهم و تصور تائید نكردن حكومت. عادت مشارکت
و ممارست در دومکراسی موجب ایجاد فعالیت می شود، فریاد مخالفت بلندتر شده و به
نیروئی برای بهره برداری از تضاد داخلی حكومت مبدل می شود و با بهره از انسان های
شایسته تر و اتحاد، موجب تحول در دولتی می شود كه از آن ناراضی هستید.
«2»
بسیاری از مخالفان معتقدند اتحاد ملی نمایش قدرت نیروی
مخالف و توانمندی آن برای انعكاس یكپارچه و یك صدای مخالفت است.
شكی در اتحاد مخالفان بواسطه تحریم رای نیست، اما ثمره تحریم چیست؟ آیا تا
كنون موجب تغییری شده است؟ یا حكومت عقب نشینی كرده است؟ یا باعث یك حركت زنجیره
ای شده است؟ آیا حکومتی که قبلاً اهمیتی در جهان نداشت حالا بی اعتبارتر شده است،
گام بعدی چیست؟
جمعیت حاضر در روز 22 بهمن، در نماز جمعه ها، در هر شهر و شهرستان سیاهی لشكری را
كه لازم دارند برایشان فراهم می كند. آیا این اتحاد ملی می تواند باعث بر تحریم نماز
جمعه نیز بشود؟ یا می تواند مشت محكمی بر سینه ی این حكومت باشد؟
یا تاكنون باعث شكل گیری تجمعات گوناگون و اعتراض آمیز مخالفین شده است. میلیون ها
انسان كه در زمان هر انتخاباتی می توانند در خیابان ها، فریاد مخالفت را به نحوی
منعكس كرده و به حضور یافتن عادت كنند و امكانات تشكیلاتی، انجمن ها و احزاب را به
وجود آورند، در یك اتحاد قوی و منفی محو شده اند و هیچ گونه ثمره ای جز فریاد های
بلند بی اثر در گوش حكومت نداشته اند.
«3»
بعضی از مخالفین اعتقاد دارند با شركت نكردن ملت در
انتخابات، شانس اصول گرایان و قشری ها برای انتخاب شدن، بسیار بیشتر می شود.بعلت
عدم توانائی و کمبود امكانات خردمندانه جهت مدیریت مسائل داخلی و خارجی اوضاع به قدری
بد و مصیبت بار خواهد شد كه موجب انقلاب دیگر خواهد شد.
این گروه تنها کسانی هستند که از تحریم رأی برای هدفی واقعی و کاملاً قابل
پیشبینی استفاده میکنند. افزایش
فلاکت و بدبختی ملت در دراز مدت شاید منجر به انقلاب شود و شاید نشود. در این حین
دانشگاه، منبع سرمایه علمی و آینده مملکت گورستان شهدا میشود , تعداد خودکشی
دانشجویان و خود سوزی جانبازان فداکارترین قشر این حکومت بالا میرود، پارکها که جای خوش گفتن و خوشحالیست قبرستان دیگری میشود،
گورستان های بهائی و زندنیان سیاسی را شخم میزنند، خانقاه ا را ویران میکنند و بنام
اسلام در کرمان و جهرم و در گوشه و کنار کشور جنایت میکنند، قانون خانواده را عوض
میکنند، زنان آزادیخواه را محکوم به شلاق و زندان میکنند، کارگران اگر به علت
دستگیری و سخت رفتاری خود شکایت بکنند محکوم به زندان های دراز مدت و شلاق
میشوند ، معلمان گرسنه معترض را زندانی و تهدید میکنند، جوانان زیر سن
را اعدام میکنند و ، بسیج و پاسداران قهرمان بطور رسمی در نقش های گوناگون منجمله حمله به
بازاری های در اعتصاب، حمله به دانشجویان و رئیس جمهور قبلی شرکت میکنند و تظاهرات
دراویش در مقابل مجلس را با خشونت سرکوب میکنند و بجای سگ نگهبان میشوند سگ هار، فقر گسترده ترمیشود و پول مافیای آقا
زادگان از پارو بالا می رود
بنا بر برسی سازمان حسابرسی
مجلس 1 بلیون دلار از در آمد ملی نفت ناپدید میشود. کارخانجات ملی را به سفارش
رهبری و رئیس جمهور مفت از این دست به آن دست میدهند. قیمت تخم مرغ و مواد اولیه
بشدت افزایش پیدا میکند . علم اقتصاد که به مانند ریاضیات جهانیست
را بومی میشمارند و گفتار صد ها پرفسور و دکتر در این علم را خام میشمارند. زمانی
که جادهای مرگبارمان و خیابانهای شهر ها با ترافیک بی سابقه نیاز به ترمیم و
گسترش دارند ماهواره بومی به فضا میفرستند. و با وجود اصرار سازمان ملل برای تهیه
گزارش خط فقر ابتدا میزان کالری مورد نیاز را که برخواسته از جدول های بین المللی
است را کم میکنند وبعد هم به کلی منکر فقر گسترده در ایران میشوند که چون هنوز در
ایران کسی از گرسنگی نمرده است وزارت کشور نیازی به گزارش دادن نمبیند
پایتخت زیر ابری سیاه که موجب هزاران درد بی
درمان است گم میشود، اعتیاد بیداد میکند، فحشا حکومتی و گسترده، پزشکانی که روشهایشان برای جلوگیری از بیماری ایدز مورد
استقبال جهان قرار گرفته است را محکوم به زندان میکنند، وبا و مالریا گسترده میشود و
مثل حجتیه ها در انتظار انقلاب و یا گوشی شنوا هر چه را داریم و نداریم را از دست
میدهیم. این گروه تنها کسانی هستند که از تحریم رأی برای هدفی واقعی و کاملاً قابل
پیشبینی استفاده میکنند
«4»
نتیجه انتخابات از پیش تعین شده است و در نتیجه شرکت نکردن تفاوتی
نمیگذارد
میدانیم شورای نگهبان مفتضح خارج از اختیارات خود و متضاد با
قانون اساسی عمل میکند، و تعداد واجدین شرایط را محود میکند. با
وجود این بین آنهائی که واجد شرایط نامیده شدند از زمین تا آسمان تفاوت هست هر چند
مغایر با علائق ما.
ماباید در حال گذشتن از این گردنه سهمگین، و این مصیبت به گردن ملت آویزان
،بین
بد ها بهترین را انتخاب کنیم نه اینکه به علت عدم حضور به بدترین بالاترین شانس را
نصیب کنیم. چرا اکثر نماینگان مجلس ششم واجد
شرایط شناخته نشدند. یکی از دلایل به سوأل کشیدن دخالت های بیجای شورای نگهبان بود.
چون با وجود پلیس منکرات مخالفت کردند. چون به مجلس لایجه ای برای محدود کردن
اختیارات وزارت ارشاد ارائه دادند. چون با شکنجه زندانی های سیاسی مخالف کردند. چون
شروع به مبارزه ودادخواهی با مافیای اقتصادی که جزئی از ارکان جمهوری اسلامی
ایست کردند. چون میخواستند جلوی مفتخوری انواع بنیادهای سبز شده ملایان مرتجع و
مفتخور بگیرند. چون در مورد قتل آقای فروهر و قتل های زنجیره ائی افشاگری و
دادخواهی کردن.
هرچند از نظر عقیدتی و بالاخص
علائق اجتماعی من با آن نمایندگان محترم تفاوت بسیار دارم ولی در عشق به وطن و
دلسوزی با شناخت به محدودیت هائی که داشته اند بنده با آنها همگام و پیشنهاد به
بزرگداشت آنها دارم و تا رد و تردید. سوزاندن هیزم تر و خشک اشتباه است. تحول تدریجی
ایست و به مانند یک باغچه نیاز به نگهبانی و حضور مداوم دارد در غیر اینصورت علف
های هرز به مانند دیروز قهرمانان بسیجی امروز چماق بدستان بسیجی که پشتیبانی سپاه را نیز بر دست
دارند بواسطه تحریم همه کاره شده اند و اوضاع کنونی را از بد بدتر خواهد
شد..
آقای احمدی نژاد ممکن است مثل مافیای
اقتصادی آقازادگان دزد نباشد ولی دارودسته ایشان بگونه دیگری مشغول به چپاول اموال
ملی هستند. تمام مشاغل دولتی ، سازمانی ، صنعتی بدون در نظر گرفتن توانائی تجربی و
یا علمی شخص در اختیار نزدیکان و طرفداران ایشان قرار گرفته است . بسیج و سپاه سفره
گسترده کنترات های خود را به چندین بلیون دلار افزایش دادهاند ، رؤسای بانک مرکزی
به علت اینکه حاضر نبودند به همسفره های آقای احمدی نژاد وام های مفت بدهند یکی بعد
از دیگری را مجبور به استعفاء کرده اند ، مدارک تحصیلی وزیر کشور که نگهبان مرز بوم
و پلیس و قانون است بیشرمانه تقلبی از آب در آمد و آقای رئیس جمهور اعلام کردند که
مدرک تحصیلی یک ورقه کاغذ بی اهمیت است و آقای خامنه ای اعلام کردند از دولت بیخودی
ایراد نگیرید
زمانی که به علت سرما و کمبود گاز
مرگ در گوشه و کنار کشور را خبر میدهند آقایان گاز را مفت به دوبی ثروت مند به
شرکتی که چندین بار محکوم به رشوه دادن های کلان شده بقراری اینبار بدون رشوه
میخواستند بفروشند که فقط به علت گزارشات مطبوعات طرفدار دولت چون کیهان جلوی آن
گرفته شد. مبارزه با فقر و فساد را بعنوان سیاست تبلیغاتی خود اعلام میکنند و بعد
باعث بر تورمی غیرسابقه میشوند. دانش اقتصاد عمومی و علمی میگوید تورم فقر
میاورد، ازدیاد پول تورم میزاید، به گونه ای که رئیس مجلس و نمایندگان نزدیک به
اصولگریان هم نمیتوانند ساکت بنشینند .ما نمیتوانیم سکان کشتی را با اختیارات محض
بدست آنهائی بدهیم که تنها توانائی در پر کردن جیب نزدیکان خود دارند. توانائی منفی
در مدیریت امور دارند که زایده از ذهن قشری است. بین آقای کروبی ، آقای معین، آقای
خادمی، آقای موسوی و آقای احمدی نژاد تفاوت بسیار است. ذخایر ملی بی نهایت نیستند که بدست
مدیران نالایق و فاسد سپرده شود.
.
پست شده در
03-24-2009 11:38 PM
توسط
editor